الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

334

الغدير ( فارسى )

برگاشت . « 1 » - چه شد كه زادهء اميه ترا عقب راند و ديگران را براى دريافت عطا پيش خواند . - در مسند خلافت كار به شيوهء خسروان عجم كرد كه آيين حق ضايع شد و دولت او برقرار ماند . - اين چنين كه عرصه را بر همگان تنگ آوردند كه به دست خود بر تواش مقدم كردند . - و چون بر مسند نشستى و حقوق مسلمانان به مساوات بگذاشتى ، بر آنان دشوار و ناگوار آمد . - از اين‌رو ، تيغها تيز شد ، سنگرها مهيا آمد و شعله‌ها برافروخته گشت . - نيرنگها باختند و جنگ جمل را به راه انداختند ، كارى سزاوار عار و دشنام . - كاش مىدانستم كه آن دستها كه تيغ تيز و نيزهء كين بر سرت آهيخت و هيزم آورد و شرار آتش برانگيخت ، به روز رستاخيز چه خاكى بر سر بايدش ريخت ؟ - فراموش كرد كه ديروزش دست بر دستت بسود و پيمان بست كه راه تبديل و خلاف نخواهد پيمود . - شگفتا آن دستها كه حرم رسول را از حجاب برآورد تا خون عثمان جويد ، همان كسانى بودند كه در يارى او از پا نشستند . - اى مردم آزاده ! به گردش روزگار بنگريد كه اينك « تيم » خونخواه « اميه » آمده است . - خون را به دامن ديگران وابستند و قاتلان در اين ميان از كينه رستند . - اما آسياى ستمشان بر سر چرخيد و تيغ تيز زبان معذرت بريد . - نقض بيعت كيفرشان را امروز و فردا كرد ، آنگاه بر سر پيمان شد و پيمانهء عذاب بر سرشان ريخت . - بارى ، به عفو كريمانهء على پناه جستند ، آنكه با صبر و شكيبايى عذرخواه و عذرپذير است . - پيوند رحم به ناله و افغان آمد ، كس به ناله‌اش ننگريست و آتش خشم بالا گرفت و شعلهء درون خاموش نگشت .

--> ( 1 ) . برگاشتن : برگرداندن . ( و )